تبلیغات
بررسی قران - پژوهشی درباب ماتریدیه
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

free counters

پژوهشی درباب ماتریدیه

در آمد

در قرن های دوم و سوم هجری مجادله میان فرقه های کلامی، بخصوص اهل حدیث و معتزله، فضای فکری جهان اسلام را آشفته کرده بود. در این منازعات، که حاکمان وقت نیز بی نقش و تأثیر نبودند، معتزلیان جانب عقل و اندیشه عقلی را گرفته بودند و اهل حدیث بر ظاهر آیات و روایات تأکید می ورزیدند. این مسئله دو خطر بزرگ را برای جهان اسلام به وجود آورده بود: نخست آن که فضای سیاسی جامعه اسلامی و اتحاد مسلمانان را به شدت خدشه دار کرده و جامعه اسلامی همه روزه شاهد درگیری و منازعه و حتی خون ریزی بود. دوم آن که عقاید اسلامی نیز به خطر افتاده بود؛ زیرا اهل حدیث همواره بر ظواهر آیات و روایات جمود داشتند که این امر موجب راه یافتن تشبیه و تجسیم و ورود اسرائیلیات در عرصه اندیشه اسلامی گردیده بود و معتزله نیز با تکیه بر عقل خود، حتی در جایی که عقل تنها توان صدور حکم قطعی ندارد، می خواستند هر آنچه را که با آن در تضاد و تعارض بود، به دور اندازند. آنان حتی می خواستند احکام فرعی را نیز با عقل خود استنتاج کنند. بدین روی، ضرورت نهضتی اصلاحی در اندیشه اهل سنت جدا احساس می شد.

پژوهشی درباب ماتریدیه

منابع مقاله:

معرفت، شماره 78، جلالی، سید لطف الله؛


در آمد

در قرن های دوم و سوم هجری مجادله میان فرقه های کلامی، بخصوص اهل حدیث و معتزله، فضای فکری جهان اسلام را آشفته کرده بود. در این منازعات، که حاکمان وقت نیز بی نقش و تأثیر نبودند، معتزلیان جانب عقل و اندیشه عقلی را گرفته بودند و اهل حدیث بر ظاهر آیات و روایات تأکید می ورزیدند. این مسئله دو خطر بزرگ را برای جهان اسلام به وجود آورده بود: نخست آن که فضای سیاسی جامعه اسلامی و اتحاد مسلمانان را به شدت خدشه دار کرده و جامعه اسلامی همه روزه شاهد درگیری و منازعه و حتی خون ریزی بود. دوم آن که عقاید اسلامی نیز به خطر افتاده بود؛ زیرا اهل حدیث همواره بر ظواهر آیات و روایات جمود داشتند که این امر موجب راه یافتن تشبیه و تجسیم و ورود اسرائیلیات در عرصه اندیشه اسلامی گردیده بود و معتزله نیز با تکیه بر عقل خود، حتی در جایی که عقل تنها توان صدور حکم قطعی ندارد، می خواستند هر آنچه را که با آن در تضاد و تعارض بود، به دور اندازند. آنان حتی می خواستند احکام فرعی را نیز با عقل خود استنتاج کنند. بدین روی، ضرورت نهضتی اصلاحی در اندیشه اهل سنت جدا احساس می شد.

در چنین شرایطی، سه تن از متفکران اهل سنت برای این هدف به پا خاستند و در پی اصلاح وضع موجود و آشتی میان اندیشه معتزلی و اهل حدیث برآمدند: 1. ابوالحسن اشعری (م 324 ه.ق)، در مرکز حکومت اسلامی آن روز و مرکز درگیری میان اهل حدیث و معتزله؛ 2. ابومنصور ماتریدی (م 333ه.ق)، در شرق بلاد اسلامی و ماوراءالنهر؛ 3. ابوجعفر طحاوی، در مصر. نقش شخصیت اخیر بیش تر تبیین آرای کلامی ابوحنیفه بود، اما

دو شخصیت نخست، خود، پایه گذار مکتب کلامی جدیدی بودند که به نام آن ها شهرت یافت.

نوشتار حاضر به تبیین شخصیت، زندگی، اندیشه و مکتب ابومنصور ماتریدی می پردازد.

زندگی ماتریدی

الف. تولد و وفات

ابومنصور محمدبن محمدبن محمود ماتریدی سمرقندی (م333 ه.ق) در قریه ماترید یا ماتریت از روستاهای سمرقند به دنیا آمد. برخی از نویسندگان نسب وی را به ابوایوب انصاری مدنی، صحابی بزرگوار پیامبر و میزبان آن حضرت درآغاز هجرت، رسانیده اند، اما در این مورد جای تردید وجود دارد و این نسبت مستند به هیچ سندی نیست.

پیروان ماتریدی، وی را با القابی همچون «الشیخ»، «الفقیه»، «علم الهدی»، «امام الهدی»، «امام اهل السنه» و «امام المتکلمین» توصیف می کنند. همه شرح حال نویسان تاریخ وفات وی را سال 333 ه.ق دانسته اند، اما در مورد تاریخ ولادت او سندی در دست نیست. البته تخمین هایی در این مورد وجود دارد؛ مثلاً سال های 238، 248 و 258، که با توجه به تاریخ وفات دو استاد ماتریدی؛ یعنی محمدبن مقاتل رازی (م 248 ه.ق) و نصیربن یحیی بلخی (م 268 ه.ق) است. برخی گفته اند: با توجه به تاریخ وفات استاد نخست اش، ماتریدی دست کم ده ساله بوده است. بنابراین، تاریخ میلاد وی باید 238 هجری باشد، اما شمس الدین سلفی، نویسنده الماتریدیة و موقفهم من



نوشته شده توسط :محسن
یکشنبه 11 مهر 1389-09:05 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر