تبلیغات
بررسی قران - خدیجه برترین همسر
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

free counters

خدیجه برترین همسر

خدیجه برترین همسر

حضرت خدیجه كبرى سلام الله علیها، برترین همسر رسول خدا صلى الله علیه وآله و یكى از چهار زن برتر بهشتى است. او نخستین كسى است كه به رسول خدا ایمان آورد و تمام اموال و دارائى‌هاى خود را در راه پیشرفت اسلام هدیه كرد.


خدیجه برترین همسر

حضرت خدیجه كبرى سلام الله علیها، برترین همسر رسول خدا صلى الله علیه وآله و یكى از چهار زن برتر بهشتى است. او نخستین كسى است كه به رسول خدا ایمان آورد و تمام اموال و دارائى‌هاى خود را در راه پیشرفت اسلام هدیه كرد.

در باره مقام آن حضرت همین بس كه خداوند به او سلام فرستاده و وعده قصرى بهشتى به او داده است.

علامه مجلسى رضوان الله تعالى علیه در این باره مى‌نویسد:

عَنْ زُرَارَةَ وَحُمْرَانَ وَمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ حَدَّثَ أَبُو سَعِیدٍ الْخُدْرِیُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله) قَالَ إِنَّ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) قَالَ لِی لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی حِینَ رَجَعْتُ وَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ قَالَ حَاجَتِی أَنْ تَقْرَأَ عَلَى خَدِیجَةَ مِنَ اللَّهِ وَمِنِّی السَّلَامَ

وَحَدَّثَنَا عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّهَا قَالَتْ حِینَ لَقَّاهَا نَبِیُّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا الَّذِی قَالَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ وَعَلَى جَبْرَئِیلَ السَّلَامُ.

امام باقر علیه السلام از ابوسعید خدرى نقل مى كند: رسول خدا فرمود: درشب معراج وقتى كه باز مى گشتم به جبرئیل گفتم: آیا خواسته اى از من داری؟ گفت: درخواست من این است كه سلام خدا و مرا به خدیجه برسانى، رسول خدا وقتى كه پیام جبرئیل را به خدیجه ابلاغ فرمود، در پاسخ گفت: خداى بزرگ مصدر سلامتى است و همه سلامتیها از او است و تمام سلامتیها به او باز مى گردد، و بر جبرئیل درود و سلام.

المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 16، ص 7، باب 5 - تزوجه ص بخدیجة رضی الله عنها، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م.

محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:

3609 حدثنا قُتَیْبَةُ بن سَعِیدٍ حدثنا محمد بن فُضَیْلٍ عن عُمَارَةَ عن أبی زُرْعَةَ عن أبی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه قال أتى جِبْرِیلُ النبی صلى الله علیه وسلم فقال یا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِیجَةُ قد أَتَتْ مَعَهَا إِنَاءٌ فیه إِدَامٌ أو طَعَامٌ أو شَرَابٌ فإذا هِیَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ علیها السَّلَامَ من رَبِّهَا وَمِنِّی وَبَشِّرْهَا بِبَیْتٍ فی الْجَنَّةِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فیه ولا نَصَبَ.

جبرئیل خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد: اى رسول خدا ! این خدیجه است كه آمده و ظرفى با خود دارد كه در آن، گوشت یا غذا یا نوشیدنى است (شك از راوى است)؛ پس چون نزد تو آمد، از جانب پروردگارش و نیز از سوى من به او سلام برسان و او را به خانه‏اى در بهشت از درّ و یاقوت و طلا كه از هر هیاهو و رنجى ایمن است بشارت بده.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3   ص 1389 و ج 6   ص 2723، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

خدیجه، یكی از بهترین زنان بهشتی

محمد بن اسماعیل بخارى در روایت دیگرى نقل مى‌كند كه حضرت خدیجه سلام الله علیها و حضرت مریم سلام الله علیها برترین زنان بهشتى هستند:

3249 حدثنی أَحْمَدُ بن أبی رَجَاءٍ حدثنا النَّضْرُ عن هِشَامٍ قال أخبرنی أبی قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن جَعْفَرٍ قال سمعت عَلِیًّا رضی الله عنه یقول سمعت النبی صلى الله علیه وسلم یقول خَیْرُ نِسَائِهَا مَرْیَمُ ابْنَةُ عِمْرَانَ وَخَیْرُ نِسَائِهَا خَدِیجَةُ.

عبد الله بن جعفر از على (علیه السلام) نقل مى كند كه فرمود: از رسول خدا شنیدم كه مى فرمود: بهترین بانوان بهشت مریم دختر عمران و خدیجه است.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3   ص 3248، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

آرى، موقعیت حضرت خدیجه را هیچ یك از همسران رسول خدا نداشتند؛ زیرا رسول خدا صلى الله علیه وآله همواره به یاد خدیجه بود و از او به نیكى یاد مى‌كرد، همین مسأله سبب شده بود كه حسادت‌هاى زنانه برخى از همسران آن حضرت برانگیخته شده و به رسول خدا اعتراض نمایند كه چرا این همه از خدیجه یاد مى‌كند.

اعتراف عائشه به برتری حضرت خدیجه:

بخارى به نقل از عائشه مى‌نویسد:

3605 حدثنا سَعِیدُ بن عُفَیْرٍ حدثنا اللَّیْثُ قال كَتَبَ إلی هِشَامٌ عن أبیه عن عَائِشَةَ رضی الله عنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ لِلنَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم ما غِرْتُ على خَدِیجَةَ هَلَكَتْ قبل أَنْ یَتَزَوَّجَنِی لِمَا كنت أَسْمَعُهُ یَذْكُرُهَا وَأَمَرَهُ الله أَنْ یُبَشِّرَهَا بِبَیْتٍ من قَصَبٍ وَإِنْ كان لَیَذْبَحُ الشَّاةَ فَیُهْدِی فی خَلَائِلِهَا منها ما یَسَعُهُنَّ.

عایشه مى گوید: بر هیچ زنى آن قدر حسد نورزیدم كه بر خدیجه حسد ورزیدم، او را درك نكردم و قبل از ازدواج من با رسول خدا از دنیا رفته بود، ولى حسدم به این سبب بود كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) او را بیشتر یاد مى‏كرد و خداوند او را به خانه اى بهشتى از طلا و درّ و یاقوت بشارت داده بود و هر گاه گوسفندى را ذبح مى‏نمود براى دوستان خدیجه هدیه مى‏فرستاد.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3   ص 1388، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در روایت دیگر نقل مى‌كند:

3610 وقال إِسْمَاعِیلُ بن خَلِیلٍ أخبرنا عَلِیُّ بن مُسْهِرٍ عن هِشَامٍ عن أبیه عن عَائِشَةَ رضی الله عنها قالت اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ أُخْتُ خَدِیجَةَ على رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِیجَةَ فَارْتَاعَ لِذَلِكَ فقال اللهم هَالَةَ قالت فَغِرْتُ فقلت ما تَذْكُرُ من عَجُوزٍ من عَجَائِزِ قُرَیْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَیْنِ هَلَكَتْ فی الدَّهْرِ قد أَبْدَلَكَ الله خَیْرًا منها

عائشه مى گوید: هاله خواهر خدیجه اجازه شرفیابى به محضر رسول خدا را گرفت، رسول خدا بیاد خدیجه افتاد و بر افروخته شد، فرمود: خدایا هاله آمده است، من ناراحت شدم و گفتم: چقدر از پیر زنى از پیر زنان قریش كه دندانهایش افتاده بود یاد مى كند، او مرده است و خدا بهتر از او را به تو داده است.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل ابوعبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 3   ص 1389، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

احمد بن حنبل به نقل از عائشه مى‌نویسد:

24908 حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا علی بن إِسْحَاقَ انا عبد اللَّهِ قال انا مُجَالِدٌ عَنِ الشعبی عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَةَ قالت كان النبی صلى الله علیه وسلم إذا ذَكَرَ خَدِیجَةَ أَثْنَى علیها فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قالت فَغِرْتُ یَوْماً فقلت ما أَكْثَرَ ما تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قد أَبْدَلَكَ الله عز وجل بها خَیْراً منها قال ما أبدلنی الله عز وجل خَیْراً منها قد آمَنَتْ بی إِذْ كَفَرَ بی الناس وصدقتنی إِذْ كذبنی الناس وواستنی بما لها إذا حرمنی الناس ورزقنی الله عز وجل وَلَدَهَا إِذْ حرمنی أَوْلاَدَ النِّسَاءِ

هر گاه رسول خدا یادى از خدیجه مى كرد بهترین ستایشها را از وى مى كرد، یك روز ناراحت شدم و گفتم: چقدر از یك زن بى دندان یاد مى كنى خدا بهتر از او را به تو داده است؟ فرمود: خداوند بهتر از او نصیبم نفرموده است، وقتى كه همه مردم از من رویگردان بودند او به من ایمان آورد، و تصدیقم كرد وقتى كه دیگران مرا تكذیب كردند، مال و ثروتش را در اختیارم گذاشت وقتى كه دیگران محرومم كردند، خداوند از او به من فرزندى داد وقتى كه از دیگر زنان محروم بودم.

الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 6   ص 117، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 1   ص 238، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولی، 1407هـ - 1987م.

هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

رواه أحمد وإسناده حسن.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بكر (متوفای 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 9   ص 224، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الكتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

براى تحقیق بیشتر در باره حسادت‌هاى عائشه به آدرس ذیل مراجعه كنید:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8526

بنابراین در مقام و منزلت حضرت خدیجه سلام الله علیها جاى هیچ تردیدى باقى نمى‌ماند؛ اما از آن جایى كه اهل سنت دوست دارند عائشه را برترین همسر رسول خدا معرفى نمایند، و لذا سعى در فضیلت‌تراشى براى او دارند و تنها چیزى كه یافته‌اند، این بود كه مدعى شدند عائشه تنها همسر باكره رسول خدا بوده و دیگر همسران رسول خدا از جمله حضرت خدیجه قبل از آن حضرت همسر داشته‌‌اند؛ در حالى كه این مطلب با واقعیت‌هاى تاریخى سازگارى ندارد، زیرا بر اساس نقل، عائشه هم قبل از رسول خدا همسر دیگرى داشته است.

آیا عائشه قبل از رسول خدا (ص) ازدواج كرده بود؟

ابن سعد در الطبقات الكبرى مى‌نویسد:

عن عبد الله بن أبی ملكیة قال خطب رسول الله صلی الله علیه وسلم عائشة بنت أبی بكر الصدیق فقال إنی كنت أعطیتها مطعما لابنه جبیر فدعنی حتی أسلها منهم فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلی الله علیه وسلم.

عبد الله بن أبى ملیكه مى‌گوید: رسول خدا صلى الله علیه _ وآله _ وسلم از عایشه دختر ابوبكر خواستگارى كرد، ابو بكر گفت: من عایشه را به جبیر بن مطعم داده‌ام، اجازه بده تا آن‌ها را منصرف كنم. ابوبكر آن‌ها را منصرف كرد و طلاقش را گرفت، سپس رسول خدا با او ازدواج كرد.

الزهری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 8   ص 59، ناشر: دار صادر – بیروت؛

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج 8   ص 17، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ - 1992م.

بنابراین، عائشه نیز قبل از رسول خدا صلى الله علیه وآله همسر شخص دیگرى به نام جبیر بن مطعم بوده است.

آیا حضرت خدیجه ثیّبه (غیر باكره) بود؟

بحث اصلى ما در این باره است كه آیا حضرت خدیجه سلام الله علیها قبل از رسول خدا ازدواج كرده بود یا خیر؟.

پاسخ این سؤال در آثار و كتب بزرگان و اندیشمندان شیعى به فراوانى وجود دارد كه با احترام به همه بزرگان و رعایت اختصار به بخشى از پاسخ و توضیح اكتفا و اشاره مى كنیم:

برخى گفته اند: رسول خدا همسر باكره اى غیر از عائشه نداشته است و در باره خدیجه گفته اند: وى قبل از رسول خدا با دو نفر به نامهاى عتیق بن عبد الله مخزومى و ابوهاله تمیمى ازدواج كرده بود و فرزندانى از آنان نیز داشته است.

این سخن به اعتقاد برخى از بزرگان شیعه قابل قبول نیست؛ زیرا بخش زیادى از این قبیل سخنان را طراحان سیاست با هدف زدودن هاله قداست و پاكى از رحم بانوئى كه ظرف وجود كوثر قرآن، فاطمه زهرا است ساخته‌اند و لذا دقت در این موضوع و نقد سخنان موجود در منابع تاریخى و حدیثى شك و شبهه را از بین مى برد.

ابو القاسم اسماعیل بن محمد اصفهانى از دانشمندان اهل سنت تصریح مى‌كند كه حضرت خدیجه سلام الله علیها، باكره بوده است.

وكانت خدیجة امرأة باكرة ذات شرف ومال كثیر وتجارة تبعث بها إلى الشام فتكون عیرها كعامة عیر قریش.

حضرت خدیجه، زنى باكره، داراى اعتبار و مال بسیارى بود، كاروان تجارى‌اش را به سوى شام مى‌فرستاد و كاروان او به اندازه تمام كاروان قریش بود.

الأصبهانی، أبو القاسم اسماعیل بن محمد بن الفضل التیمی (متوفاى535هـ)،دلائل النبوة، ج 1   ص 178، تحقیق: محمد محمد الحداد، ناشر: دار طیبة - الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

ابوالقاسم كوفى از علماى شیعه، در این باره استدلال جالبى كرده است كه توجه خوانندگان عزیر را به آن جلب مى‌كنیم. وى در كتاب الإستغاثه مى‌نویسد:

أن الإجماع من الخاص والعام من أهل الأنال ونقلة الأخبار على أنه لم یبق من أشراف قریش ومن ساداتهم وذوی النجدة منهم إلا من خطب خدیجة ورام تزویجها فامتنعت على جمیعهم من ذلك فلما تزوجها رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم غضب علیها نساء قریش وهجرنها وقلن لها خطبك أشراف قریش وأمراؤهم فلم تتزوجی أحدا منهم وتزوجت محمدا یتیم أبی طالب فقیرا لا مال له، فكیف یجوز فی نظر أهل الفهم أن تكون خدیجة یتزوجها أعرابی من تمیم وتمتنع من سادات قریش وأشرافها على ما وصفناه، ألا یعلم ذو التمیز والنظر أنه من أبین المحال وأفظع المقال، ولما وجب هذا عند ذوی التحصیل ثبت أن خدیجة لم تتزوج غیر رسول الله (ص).

مورخان و محدثان شیعه و سنى بر این مطلب اتفاق دارند كه كسى از بزرگان، اشراف، رؤسا و جوانمردان قریش باقى نماند؛‌ مگر این كه از حضرت خدیجه خواستگارى كرد و ازدواج با ایشان را آرزو مى‌كرد؛ اما خدیجه كبرى دست رد بر سینه همه آن‌ها زد؛ ولى وقتى رسول خدا صلی الله علیه وآله با او ازدواج كرد، تمام زنان قریش از او فاصله گرفته و رفت و آمد با وى را ترك كردند و گفتند: تو پیشنهاد سران قریش را رد كردى و تن به همسرى كسى دادى كه فقیر است و مال و ثروتى ندارد؟!

با این حال چگونه اهل‏فهم مى‏توانند بپذیرند که حضرت خدیجه با یك اعرابى از قبیله بنى تمیم ازدواج كرده باشد؛ اما خواستگارى بزرگان قریش را نپذیرفته باشد؟

آیا صاحبان فكر و اندیشه نمى‌دانند كه این مطلب از آشكارترین محالات و ناپسند‌ترین گفتارها است، وقتى براى اهل تحقیق این مطلب ثابت شود، ثابت مى‌شود كه حضرت خدیجه با كسى غیر از رسول خدا صلى الله علیه وآله ازدواج نكرده است.

الكوفی، أبو القاسم علی بن أحمد بن موسى ابن الإمام الجواد محمد بن علی (متوفای352هـ)، كتاب الاستغاثة، ج1، ص70، طبق برنامه مكتبة اهل البیت علیهم السلام.

و نیز مى‌توان این سؤال را از اهل تحقیق پرسید كه اگر خدیجه قبل از ازدواج با رسول خدا با یك نفر اعرابى از قبیله تمیم ازدواج كرده بود، آیا موردى براى این سرزنش‌ها پس از ازدواج با رسول خدا باقى مى‌ماند؟ و آیا ازدواج زنى بیوه و شوهر دیده به این اندازه براى تمام مردم مكه مهم بود كه بر اساس همین نقل تمام همسران اشراف قریش با وى قطع رابطه كنند؟

اگر خدیجه شایسته ملامت و سرزنش بود پس چرا (در صورت صحت) هنگام ازدواج با یك نفر اعرابى كه بر پاشنه پایش ادرار مى كرد و از هیچ امتیازى بر خوردار نبود ملامت و سرزنش نشد؟

از این رو، ما مطمئن هستیم كه قضیه ازدواج حضرت خدیجه قبل از رسول خدا صلی الله علیه وآله از دسیسه‌هاى كسانى است كه هیچ حد و مرزى را در فضیلت براى دشمنان اهل بیت علیهم السلام نمى شناختند و هیچ فضیلتى را براى اهل بیت علیهم السلام باقى نگذاشتند؛ مگر این كه عین همان را براى دیگران ساختند.

پاسخ به برخی از سؤالات

سؤال اول: اگر حضرت خدیجه، همسرى قبل از رسول خدا صلی الله علیه وآله نداشته است، زینب،‌ رقیه و ام‌كلثوم، دختران چه كسى بودند؟ آیا فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله بودند؟

طبق نقل مورخین، خدیجه خواهرى بنام هاله داشته است كه با مردى مخزومى ازدواج كرده بود و از وى فرزندى همنام مادرش یعنى هاله داشت سپس با مردى تمیمى بنام ابوهند ازدواج كرد كه از وى نیز فرزندى بنام هند داشت، این مرد تمیمى همسر دیگرى و از وى دو دختر به نامهاى رقیه و زینب داشت، مادر این دو دختر از دنیا رفت و پس از وى پدر دو دختر از دنیا رفت، هند فرزند هاله به خانواده شوهرش سپرده شد و هاله با این دو دختر كه از همسر دیگر شوهرش بودند به خانه خدیجه آمدند و وى سرپرستى آنان را به عهده گرفت و پس از ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه وآله این دو دختر نزد خدیجه و رسول خدا بودند و در دامن این دو تربیت شدند و عنوان ربیبه رسول خدا را گرفتند و بر اساس رسم عرب ربیبه را مانند دختر تلقى مى كردند و به همین جهت آنان را دختران خدیجه و رسول خدا مى‌دانستند.

براى اطلاع بیشتر به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=469

سؤال دوم: برخى ازدواج نكردن بانویى مانند خدیجه را كه از دو ویژگى جمال و ثروت بهره مند بوده وعلاوه بر آن به خانواده‌اى بزرگ و با امتیاز نسبت داشته را امرى غیر ممكن دانسته اند. وگفته اند: آیا امكان دارد كه پدر یا ولى بانوئى مانند خدیجه وى را بدون همسر گذاشته و در تنهائى زندگى كند؟

در پاسخ مى‌گوئیم:

اولا: پدر خدیجه در جنگ فجار كشته شده بود.

ثانیا: ولى و سرپرستى غیر از پدر اگر داشته است نمى توانسته است وى را مجبور به همسر گزینى نماید، و لذا منتظر ماندن بانوئى مثل او تا همسرى شایسته و در شان خودش  آنهم در آن زمان امرى معقول و قابل قبول است.

نتیجه بحث

در نتیجه اثبات فرزند یا فرزندانى براى خدیجه از همسرى غیر از رسول خدا نه تنها امرى غیر ممكن؛ بلكه با توجه به نقل‌هاى تاریخى محال است؛ بنا بر این ازدواج خدیجه قبل از رسول گرامى اسلام از موضوعات ساختگى است و یا لااقل بر اساس جهل و نادانى و تفسیر غلط از حوادث تاریخى رخ داده است كه هر ناقد آگاهى را به این نتیجه مى رساند.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر (عج)

نوشته شده توسط :امیر
دوشنبه 15 شهریور 1389-01:55 ق.ظ
نظرات() 

منتظر ظهور
دوشنبه 15 شهریور 1389 09:19 ب.ظ
توی یه نظر نیومدن مجبور شدم دوتا شون کنم
منتظر ظهور
دوشنبه 15 شهریور 1389 09:18 ب.ظ
همه‏ى مفسّران شیعه به اتكاى روایات اهل بیت علیهم السلام و نیز بعضى از مفسّران اهل‏سنت به عنوان یكى از مصادیق، آیه را مربوط به نصب حضرت على‏علیه السلام در غدیر خم به ولایت و امامت دانسته‏اند. جالب آنكه صاحب تفسیر المنار از مسند احمد و ترمذى و نسائى و ابن ماجه، حدیثِ «مَن كنتُ مولاه فعلىّ مولاه» را با سند صحیح و موثّق بیان كرده است و سپس با دو جمله به خیال خود در آن تشكیك نموده است: اوّل اینكه مراد از ولایت، دوستى است. (غافل از آنكه دوستى نیاز به بیعت گرفتن و تبریك گفتن و آن همه تشریفات در غدیر خم نداشت) دوّم آنكه اگر حضرت على‏علیه السلام امام و رهبر بعد از رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله بود، چرا فریاد نزد و ماجراى نصب خود را در غدیر نگفت؟! (غافل از آنكه در سراسر نهج‏البلاغه و كلمات حضرت على‏علیه السلام ناله‏ها و فریادها مطرح است، ولى صاحب المنار گویا آن ناله‏ها و فریادها را نشنیده است.
در تمام قرآن تنها در این آیه است كه پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله نسبت به كتمان پیام، تهدید شده كه اگر نگویى، تمام آنچه را كه در 23 سال رسالت گفته‏اى هدر مى‏رود. پس باید دید چه پیام مهمى است كه این گونه بیان مى‏شود؟
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به حضرت على‏علیه السلام فرمود: «لو لم‏ابلغ ما اُمرت به من ولایتك لحبط عملى» اگر آنچه درباره ولایت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو مى‏شود. [
منتظر ظهور
دوشنبه 15 شهریور 1389 09:18 ب.ظ
این آیه ی قرآنی ولایت و جانشینی علی (ع) را اثبات میکنه.



یَأَ یُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِى الْقَوْمَ الْكَفِرِینَ‏
ترجمه : اى پیامبر! آنچه را از سوى پروردگارت به تو نازل شده است (در مورد ولایت و جانشینى حضرت على) اعلام كن واگر چنین نكنى، رسالت الهى را نرسانده‏اى و (بدان كه) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و كسانى كه تحمّل شنیدن این پیام مهم را ندارند) حفظ مى‏كند. همانا خداوند گروه كافران را هدایت نمى‏كند.
این آیه به دلایلى كه خواهد آمد مربوط به جانشینى حضرت على‏علیه السلام و نصب او به ولایت در غدیر خم به هنگام برگشت پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله از سفر حج در سال دهم هجرى است. جالب اینكه این آیه در میان دو آیه‏اى قرار گرفته كه مربوط به اقامه كتاب آسمانى است و شاید اشاره به این باشد كه میان رهبر معصوم و اقامه‏ى كتاب آسمانى، پیوند محكمى برقرار است. بله، امام است كه مى‏تواند كتاب آسمانى را به پا دارد و این كتاب خداست كه مى‏تواند امام واقعى را معرّفى كند
م.ضیابخش
دوشنبه 15 شهریور 1389 02:18 ب.ظ
سلام آقای امیر.خسته نباشید!وبلاگ مفید و جالبی دارید.انشاالله به زودی وبلاگتونو لینک خواهم کرد.با آرزوی توفیق روزافزون
منتظر ظهور
دوشنبه 15 شهریور 1389 08:59 ق.ظ
سلام
آفرین داریم به جاهای خوبی میرسیم !
منظورمو نفهمیدی یا از جواب خوشت نیومد اگه خوشت نیومد میتونم آیات دیگه رو بگم اما راستش جواب دادن به این سوالها مستلزم فکر و وقته که من فعلا فاقد این شرایطم اما این سوالتون رو حتما پاسخ میدم.
پیمان شفتی
دوشنبه 15 شهریور 1389 05:11 ق.ظ
سلام بر دوست عزیز خوبی
با مطلب جدید به روز هستیم.
منتظریم.
یاعلی
پیمان شفتی
دوشنبه 15 شهریور 1389 03:53 ق.ظ
سلام داداش گلم خوبی داداش
پس کو سئوالات نکنه از خودم سئوال داری بپرس
یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر