تبلیغات
بررسی قران - عقیده مسلمانان در مسئله تحریف قرآن
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

free counters

عقیده مسلمانان در مسئله تحریف قرآن

ادامه مطلب قبلی که قولش را داده بودم:

معروف و مشهور در میان مسلمانان این است كه تحریف به معناى اخیر كه در فصل پیش توضیح داده شد یعنى تحریف به معناى كم شدن قسمتى از آیات قرآن هرگز رخ نداده است. قرآنى كه فعلاً در دست مسلمین است، عیناً همان قرآن است كه بر پیامبر (ص) نازل شده است. عده زیادى از علما و دانشمندان بر این واقعیت تصریح نكرده‏اند، مانند پیشواى محدثین شیخ صدوق ره كه عدم تحریف را جزو عقاید امامیه مى‏داند و مانند شیخ الطائفه ابوجعفر طوسى كه در اول تفسیر خود تبیان به صراحت بر این مطلب تأكید مى‏كند و این نظریه را از استاد خود سید مرتضى علم الهدى نیز نقل مى‏كند و آن گاه دلیل او را كه در این مورد بهترین و محكم‏ترین دلایل مى‏باشد، بازگو مى‏كند.

باز از كسانى كه تحریف به معناى تنقیص را در قرآن نمى‏پذیرند، مفسر معروف طبرسى است كه در مقدمه تفسیر خود مجمع البیان به رد آن صراحت دارد. باز از منكرین تحریف، شیخ الفقها شیخ جعفر است كه در كشف الغطا بر عدم تحریف در قرآن ادعاى اجماع مى‏نماید و از آنهاست علامه بزرگ شهشهانى كه در كتاب خود عروة الوثقى قول به عدم تحریف را به اكثریت قاطع مجتهدین نسبت مى‏دهد و باز از آنهاست، محدث مشهور، مرحوم ملامحسن فیض در وافى و علم الیقین (4) و مجاهد بزرگ و قهرمان علم و دانش شیخ محمد جواد بلاغى در مقدمه تفسیر خود آلاءالرحمن.

عده‏اى از علما نیز عقیده عدم تحریف را به اكثر دانشمندان بزرگ نسبت داده‏اند، مانند شیخ بزرگوار شیخ مفید و جامع علوم مختلف مرحوم شیخ بهایى و محقق دانشمند قاضى نوراللَّه شوشترى. و مى‏توان گفت كه: تمام دانشمندان و علماى شیعه كه درباره امامت كتابى تألیف نموده، به مطاعن خلفا وارد شده‏اند؛ همان نظریه و عقیده به عدم تحریف را داشته‏اند زیرا در طعن و ایراد بر خلفا، به سوزاندن قرآن‏هاى موجود در آن عصر كه به وسیله خلیفه سوم انجام گرفت و اعمالى مانند آن استناد كرده‏اند ولى از مسئله تحریف هرگز اسم و سخنى به میان نیاورده‏اند، در صورتى كه اگر تحریف واقع مى‏شد، بیشتر از سوزاندن قرآن‏ها عامل طعن و انتقاد بود و مطرح مى‏شد.

عقیده مسلمانان در مسئله تحریف قرآن

معروف و مشهور در میان مسلمانان این است كه تحریف به معناى اخیر كه در فصل پیش توضیح داده شد یعنى تحریف به معناى كم شدن قسمتى از آیات قرآن هرگز رخ نداده است. قرآنى كه فعلاً در دست مسلمین است، عیناً همان قرآن است كه بر پیامبر (ص) نازل شده است. عده زیادى از علما و دانشمندان بر این واقعیت تصریح نكرده‏اند، مانند پیشواى محدثین شیخ صدوق ره كه عدم تحریف را جزو عقاید امامیه مى‏داند و مانند شیخ الطائفه ابوجعفر طوسى كه در اول تفسیر خود تبیان به صراحت بر این مطلب تأكید مى‏كند و این نظریه را از استاد خود سید مرتضى علم الهدى نیز نقل مى‏كند و آن گاه دلیل او را كه در این مورد بهترین و محكم‏ترین دلایل مى‏باشد، بازگو مى‏كند.

باز از كسانى كه تحریف به معناى تنقیص را در قرآن نمى‏پذیرند، مفسر معروف طبرسى است كه در مقدمه تفسیر خود مجمع البیان به رد آن صراحت دارد. باز از منكرین تحریف، شیخ الفقها شیخ جعفر است كه در كشف الغطا بر عدم تحریف در قرآن ادعاى اجماع مى‏نماید و از آنهاست علامه بزرگ شهشهانى كه در كتاب خود عروة الوثقى قول به عدم تحریف را به اكثریت قاطع مجتهدین نسبت مى‏دهد و باز از آنهاست، محدث مشهور، مرحوم ملامحسن فیض در وافى و علم الیقین (4) و مجاهد بزرگ و قهرمان علم و دانش شیخ محمد جواد بلاغى در مقدمه تفسیر خود آلاءالرحمن.

عده‏اى از علما نیز عقیده عدم تحریف را به اكثر دانشمندان بزرگ نسبت داده‏اند، مانند شیخ بزرگوار شیخ مفید و جامع علوم مختلف مرحوم شیخ بهایى و محقق دانشمند قاضى نوراللَّه شوشترى. و مى‏توان گفت كه: تمام دانشمندان و علماى شیعه كه درباره امامت كتابى تألیف نموده، به مطاعن خلفا وارد شده‏اند؛ همان نظریه و عقیده به عدم تحریف را داشته‏اند زیرا در طعن و ایراد بر خلفا، به سوزاندن قرآن‏هاى موجود در آن عصر كه به وسیله خلیفه سوم انجام گرفت و اعمالى مانند آن استناد كرده‏اند ولى از مسئله تحریف هرگز اسم و سخنى به میان نیاورده‏اند، در صورتى كه اگر تحریف واقع مى‏شد، بیشتر از سوزاندن قرآن‏ها عامل طعن و انتقاد بود و مطرح مى‏شد.

خلاصه این كه:

نظریه مشهور در میان دانشمندان و محققین شیعه، همان نظریه عدم تحریف است بلكه این نظریه مورد اتفاق در میان آنان مى‏باشد تنها افراد معدودى از محدثین شیعه و عده‏اى نیز از علماى اهل سنت نظریه وقوع تحریف را پذیرفته‏اند. رافعى در این باره مى‏گوید: عده‏اى از علماى «كلام» كه رأى و ابتكارى از خود نداشته و به جز ظن و حدس دانشى نیندوخته‏اند و به جز راه جدال و لجاجت روشى در پیش نگرفته‏اند، قائل به تحریف مى‏باشند و با طرح مطالب واهى از پیش خودشان در جمع آورى و تدوین قرآن، به حذف شدن بخشى از آیات قرآن، تفوّه مى‏كنند. (5)

مرحوم طبرسى در مجمع البیان قول به تحریف را به حشویّه و افراد بى‏اطلاع و ظاهر بین اهل سنت نسبت داده است. مؤلف:درفصل‏آینده روشن خواهد شد كه عقیده به نسخ تلاوت عیناً همان عقیده به تحریف مى‏باشد.

در این صورت اعتقاد به نسخ در تلاوت كه در میان علماى اهل سنت مشهور است، مستلزم مشهور بودن اعتقاد به تحریف نیز در میان آنان خواهد بود نه در میان شیعه!

نسخ تلاوت در قرآن

اكثر علماى اهل سنت معتقدند كه بخشى از آیات، در قرآن ضبط نشده و از قرائت ساقط شده است و این گونه آیات را نسخ شده مى‏نامند. بنابراین، تلاوت قسمتى از آیات قرآن نسخ شده است و اینان روایاتى را كه دلالت مى‏كند: «در عصر پیامبر قرآن دیگرى بود»، به همان گفتار و پندارشان شاهد و گواه مى‏گیرند، این است كه بر خود لازم مى‏دانیم در این جا قسمتى از این روایت‏ها را مورد بحث و بررسى قرار دهیم و صحت و سقم آنها را روشن سازیم، چه آن كه پذیرفتن این روایات كه دلالت بر نسخ تلاوت مى‏كنند، مستلزم پذیرفتن مسئله تحریف است.

اما روایات نسخ تلاوت

1ـ ابن عباس نقل نموده است كه عمر در بالاى منبر گفت: خداوند، محمد (ص) را به حق فرستاد و بر وى كتابى نازل نمود و از آیاتى كه خداوند نازل نمود، آیه رجم است كه ما آن را خواندیم و فهمیدیم و بر طبق همان بود كه رسول خدا زنا كننده را سنگسار نمود و بعد از وى ما نیز همین روش را پیش كشیدیم ولى مى‏ترسم كه دورانى بر این امت بگذرد كه گوینده‏اى بگوید: به خدا سوگند! آیه رجم را در قرآن پیدا نمى‏كنم و به وسیله ترك نمودن حكمى كه خدا فرستاده است، به ضلالت بیفتند. عمر آن گاه گفت: آرى، حكم رجم در كتاب خدا براى هر مرد و زنى كه با داشتن همسر زنا كند، ثابت است و از آیاتى كه ما در قرآن مى‏خواندیم، این آیه بود «لا ترغبوا عن آبائكم فانه كفر بكم ان ترغبوا عن آبائكم» (6) یا بدین صورت بود كه: «ان كفروا بكم ان ترغبو عن آبائكم» (7)

سیوطى مى‏گوید: ابن اشته در كتاب المصاحف از لیث بن سعد چنین آورده است: اول كسى كه قرآن را جمع‏آورى نمود، ابوبكر بود و زید براى وى نوشت: عمر نیز آیه رجم را آورد تا در قرآن ضبط شود ولى چون تنها بود، شاهد و گواهى بر آیه بودن آن نداشت، زید نپذیرفت و ضبطش نكرد. (8) مؤلف: آیه رجمى كه از عمر وارد گردید و از وى پذیرفته نشد، به چند صورت نقل شده است: یكى این كه «اذا زنى‏الشیخ و الشیخة فارجمو هما البتّة نكالاً من اللَّه و اللَّه عزیز حكیم.» (9) و دیگرى این كه «الشیخ و الشیخة فارجموهما البتّة بما قضیا من اللّذّه» و صورت سوم این كه «انّ الشیخ و الشیخة اذا زنیا فارجموها البتّة»

به هر صورت در قرآنى كه فعلاً در دسترس مسلمانان است، آیه‏اى كه حكم رجم از آن استفاده شود، وجود ندارد و اگر این روایت صحیح باشد، لابد آیه رجم از قرآن ساقط شده است.

2ـ طبرانى به سند موثق و مورد اعتماد از عمر بن خطاب نقل نموده كه قرآن داراى یك میلیون و بیست و هفت هزار حرف است. (10) در حالى كه قرآن موجود به یك سوم آن هم نمى‏رسد و بنابراین روایت، بیش از دو ثلث قرآن از بین رفته است.

3ـ باز ابن عباس از عمر نقل مى‏كند كه خداوند، محمد (ص) را مبعوث كرد و با وى كتابى فرستاد كه آیه رجم جزء آیات آن بود و طبق مضمون همان آیه رسول خدا زنا كننده را سنگسار نمود و ما نیز بعد از وى به همین روش عمل كردیم، سپس عمر گفت: ما در قرآن این آیه را مى‏خواندیم «و لا ترغبوا عن آبائكم فانه كفر بكم» «ان كفراً بكم ان ترغبوا عن آبائكم». (11)

4ـ نافع نقل مى‏كند كه ابن عمر مى‏گفت: حتماً از شماها كسانى خواهند گفت كه من همه قرآن را فرا گرفته‏ام ولى او چه مى‏داند كه همه قرآن كدام است زیرا قسمت زیادى از قرآن از بین رفته است، این است كه باید بگوید: من از قرآن آن چه را كه در ظاهر وجود دارد، فرا گرفته‏ام. (12)

5ـ عروة بن زبیر از عایشه نقل مى‏كند كه او مى‏گفت: در دوران رسول خدا (ص) سوره احزاب دویست آیه خوانده مى‏شد ولى چون عثمان قرآن‏ها را نوشت از آن سوره به جز آن چه فعلاً موجود است، به دست ما نیامد. (13)

6ـ حمیده دختر ابو یونس نقل مى‏كند كه: پدرم هشتاد سال داشت، این آیه را از مصحف عایشه براى من چنین خواند: «انّ اللَّه و ملائكته یصلّون على النبى یا ایّها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما و على الّذین یصلون الصّفوف الاول» حمیده مى‏گوید: این جریان در وقتى بود كه هنوز عثمان قرآن‏ها را تغییر نداده بود. (14)

7ـ ابوحرب بن اسود از پدرش نقل مى‏كند كه ابوموسى اشعرى از قراء بصره دعوت نمود، سیصد نفر كه همه قاریان قرآن بودند، در نزد وى حاضر گشتند، ابوموسى خطاب به آنان چنین گفت: شما مردان نیك و قاریان اهل بصره هستید، قرآن بخوانید و آرزوها را طولانى نكنید تا قلب شما را قساوت فرا نگیرد! چنان كه امت‏هاى گذشته در اثر آرزوهاى دور و دراز كه در دل‏هایشان جا داده بودند، به بیمارى قساوت قلب مبتلا شدند، آن گاه گفت: ما در قرآن سوره‏اى مى‏خواندیم كه از نظر طولانى بودن و شدت لحن آیاتش، مانند سروه برائت مى‏دانستیم و من آن سوره را فراموش كرده‏ام، به جز این كه خداوند مى‏فرماید: «لو كان لابن آدم و ادیان من مال لا بتغى وادیاً ثالثاً و لا یملا جوف ابن الاالتّراب» (15) باز سوره‏اى را در قرآن مى‏خواندیم كه شبیه یكى از «مسبحات» بود و آن را نیز فراموش كرده‏ام و تنها این آیه را به یاد دارم: «یا ایّها الذّین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتكتب شهادة فى اعناقكم فتسألون عنها یوم القیامة» (16)

8 ـ زر مى‏گوید: ابى بن كعب به من گفت: زر! سوره احزاب را چند آیه مى‏دانى؟ گفتم: هفتاد و سه آیه، گفت: نه، بلكه این سوره مانند بقره یا بیشتر از آن بود. (17)

9ـ ابن ابى داود و ابن انبارى از ابن شهاب نقل مى‏كنند كه وى گفت: به ما رسیده است كه قرآن بیشتر از آن چه در دست ماست، نازل شده بود ولى علما و قاریان كه حافظ قرآن بودند، در جنگ یمامه كشته شدند و در نتیجه قسمت زیادى از قرآن كه نوشته نشده بود، به دست ما نرسید. (18)

10ـ عمر از عایشه نقل مى‏كند كه وى مى‏گفت: این آیه جزء آیات دیگر قرآن بود: «عشر رضعات معلومات یحرمن» (19) سپس این آیه را با آیه «خمس معلومات» نسخ شد و هر دو آیه حتى بعد از درگذشت رسول خدا (ص) نیز تا مدتى در كنار سایر آیات قرآن خوانده مى‏شد. (20)

11ـ مسوربن مخرمة نقل مى‏كند كه عمر بن عبدالرحمان بن عوف گفت: آیا تو نیز آیه «ان جاهدوا كما جاهدتم اوّل مرّة» (21) را در قرآن پیدا نمى‏كنى همان طور كه ما پیدا نمى‏كنیم؟! عبدالرحمان در پاسخ عمر گفت: این آیه نیز مانند آیات دیگرى از بین رفته است. (22)

12ـ ابوسفیان كلاعى مى‏گوید: مسلمة بن مخلد انصارى روزى به آنان گفت: از آن دو آیه‏اى كه جزء قرآن بوده ولى در قرآن ضبط نشده است، به من خبر بدهید! هیچ یك از آنان حتى ابوالكنود سهد بن مالك نیز در كه در میان آنها بود، نتوانست آن دو آیه را بخواند، ابن مسلمة این دو آیه را خواند: «انّ الذّین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبیل‏اللَّه باموالهم و انفسهم الا ابشروا انتم المفلحون. و الذّین آووهم و نصروهم و جادلوا عنهم القوم الذین غصب اللَّه علیهم اولئك لا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرّة اعین جزاء بما كانوا یعملون» (23)

و باز با اسنادى چند آمده است كه دو سوره به نام سوره «خلع» و سوره «حفد» در مصحف ابن عباس و ابى بن كعب وجود داشته كه از آیات آن دو سوره است: «اللهم انا نستعینك و نستغفرك و نثنّى علیك و لا نكفرك و نخلع و نترك من یعجزك. اللّهّم ایّاك نعبد و لك نصلّى و نسجد و الیك نسعى و نحفد نرجو رحمتك و نخشى عذابك انّ عذابك بالكافرین ملحق» (24)

این بود قسمتى از روایاتى كه با آنها به نسخ تلاوت پاره‏اى از آیات قرآن استدلال شده است. در این مورد روایات دیگرى وجود دارد كه آوردن همه آنها لزومى ندارد. پاسخ: نسخ تلاوت قسمتى از آیات قرآن و اسقاط آن از قرائت عیناً همان تحریف و تنقیص قرآن مى‏باشد، همان طور كه تحریف قرآن مورد قبول نبود، نسخ تلاوت نیز خالى از اشكال نیست زیرا این نسخ یا به وسیله خود پیامبر (ص) بوده است و یا به وسیله افرادى كه بعد از وى زعامت و ریاست مسلمانان را به دست گرفتند.

نظریه اول:

یعنى وقوع نسخ از خود پیامبر (ص) محتاج به دلیل و گواه قطعى است و با این روایات متزلزل نمى‏توان آن را اثبات نمود زیرا به عقیده تمام دانشمندان، قرآن با خبر واحد قابل نسخ نیست و عده‏اى از آنان در كتب اصول و كتب دیگر بر این مطلب تصریح نموده‏اند. (25) بلكه به عقیده گروهى از علما مانند شافعى و پیروان وى و آنان كه از ظاهر قرآن پیروى مى‏كنند، نسخ قرآن با سنت و اخبار قطعى نیز جایز نمى‏باشد و بنا به نقلى، احمد بن حنبل نیز بر همین عقیده بوده است و گروهى دیگر، گرچه نسخ قرآن را با اخبار متواتر و یقین آور جایز مى‏دانند ولى مى‏گویند چنین جریانى به وقوع نپیوسته است. (26) با این حال و با در نظر گرفتن نظریات دانشمندان، چگونه مى‏توان با چنین روایاتى كه مجموع آنها خبر واحد مى‏باشد، وقوع نسخ را به خود پیامبر (ص) نسبت داد؟ علاوه بر این نسبت نسخ به خود پیامبر با مضمون روایات دیگر مخالف است كه آنها مى‏گویند، اسقاط پاره‏اى از آیات بعد از پیامبر واقع شده است.

نظریه دوم:

اما نظریه دوم یعنى عقیده به نسخ تلاوت به این معنى كه بعد از پیامبر به وسیله حاكمان و حكومت‏هاى وقت، تلاوت بعضى از آیات قرآن تحریف شده، این همان عقیده به تحریف قرآن است كه هر كس به این معنا معتقد باشد، در واقع به تحریف قرآن معتقد است، بنابراین اكثر علماى اهل سنت كه به نسخ تلاوت معتقدند، بدون توجه مسئله تحریف را نیز پذیرفته‏اند. روى همین اصل مى‏توان گفت كه گروه كثیرى از علماى اهل سنت به تحریف قرآن معتقد مى‏باشند، زیرا آنها به نسخ تلاوت آیات قرآن معتقد هستند، اعم از این كه حكم آن آیه‏ها نیز نسخ شود یا نشود. چنان كه عده‏اى از علما و اصولیین اهل سنت در این حكم تردید كرده‏اند كه: آیا شخص جنب مى‏تواند آیاتى را كه تلاوت آنها نسخ شده است، بخواند یا نه و آیا شخص بدون وضو مى‏تواند به آن آیات دست بزند یا نه و عده‏اى از آنها در این باره حكم قطعى داده‏اند كه قرائت و لمس نمودن آیات نسخ شده، براى این افراد جایز نیست. این نیز گواه دیگرى است بر این كه آنان به نسخ قسمتى از آیات قرآن و در نتیجه به تحریف قرآن معتقدند. آرى، تنها عده‏اى از معتزلى‏ها به عدم نسخ تلاوت قائل شده و آن را مردود دانسته‏اند. (27)

با این توضیح و بیان: روشن شد كه بیشتر علماى اهل سنت به واسطه عقیده به نسخ تلاوت، تحریف را نیز پذیرفته‏اند. ولى جاى تعجب این است كه یك عده از علماى اهل نست چنین نسبت را مردود و علماى خودشان را از این عقیده تبرئه كرده‏اند. حتى آلوسى مرحوم طبرسى را كه قول به تحریف را تنها به حشویه نسبت داده است تكذیب مى‏كند و مى‏گوید: هیچ یك از علماى اهل سنت عقیده به تحریف نداشته است.

اعجاب انگیزتر این كه: او عقیده به تحریف را به علما و دانشمندان شیعه نسبت مى‏دهد و مى‏گوید: از ظاهر گفتار علماى شیعه، عقیده به تحریف استفاده مى‏شود تا آن جا كه طبرسى مجبور شده به مقام دفاع از آنان بیاید. عقیده فاسدشان را پرده‏پوشى كند. (28) در صورتى كه ما قبلاً روشن ساختیم كه علما و محققین شیعه تحریف قرآن را شدیداً انكار مى‏كنند و عدم تحریف در میان آنان از مسائلى است كه مورد اتفاق و اتحاد علماى شیعه مى‏باشد، حتى خود طبرسى رأى و استدلال سید مرتضى را كه با بهترین و محكم‏ترین دلیل، نظریه تحریف را رد مى‏كند، در كتاب خود مفصلاً نقل كرده است. (29)



نوشته شده توسط :محسن
یکشنبه 1 اسفند 1389-02:37 ق.ظ
نظرات() 

What causes pain in the back of the heel?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:20 ب.ظ
It's amazing in favor of me to have a website, which is valuable in support
of my know-how. thanks admin
Where is the Achilles heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:29 ب.ظ
Greetings! Very useful advice within this article!
It is the little changes that will make the greatest changes.
Thanks for sharing!
http://joniebenoff.exteen.com/20150819/hammer-toe-pain-during-the-night
شنبه 30 اردیبهشت 1396 10:19 ب.ظ
Good post. I learn something new and challenging on blogs I stumbleupon every day.
It's always exciting to read through content from other writers
and use a little something from other web sites.
Vernon
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:38 ق.ظ
It's actually a great and helpful piece of information. I am glad
that you shared this helpful info with us.
Please keep us up to date like this. Thanks for sharing.
مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی
سه شنبه 30 خرداد 1391 07:48 ق.ظ
وبلاگ نویس محترم
وبلاگ شما در نخستین مرحله داوری جشنواره تولیدات دیجیتال و وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی مورد بررسی قرار گرفت و به علت عدم درج آدرس سایت جشنواره در قسمت پیوند های وبلاگ و عدم بروز رسانی به مرحله دوم دواری راه نیافت. شما 72 ساعت فرصت دارید تا برای رفع موارد اعلام شده اقدام نمایید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر