تبلیغات
بررسی قران - بحثى درباره مسئله تحریف قرآن‏
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

free counters

بحثى درباره مسئله تحریف قرآن‏

معانى و اقسام تحریف

یكى از مسائل مهم و حساسى كه درباره قرآن پیش مى‏آید مسئله «تحریف قرآن مجید» است ولى قبل از بررسى این مطلب مسائلى را به عنوان مقدمه مطرح مى‏كنیم و سپس به اصل مطلب مى‏پردازیم:

تحریف چیست؟

لغت «تحریف» به چند معنى استعمال مى‏شود كه نسبت به بعضى از معانیش در قرآن واقع شده، نسبت به بعضى معانى دیگرش راهى به قرآن ندارد و نسبت به بعضى از معانى دیگرش راه یافتن آن به قرآن، مورد اختلاف است اینك به تفصیل آن مى‏پردازیم:

1ـ تحریف در معنا:

اگر چیزى یا كلمه‏اى از مورد خود تغییر داده شود و در غیر مورد و معناى واقعى‏اش استعمال شود، این عمل را نوعى تحریف مى‏نامند چنان كه تحریف در آیه شریفه ذیل به همین معنا آمده است:

«من الذین هادوا یحرفون الكلم عن مواضعه». گروهى از یهودیان گفتار خدا را از معانى حقیقى آن به معناها و مواردى دیگر تغییر داده و تحریف مى‏كنند.

تحریف به این معنا بدون تردید و اختلاف در تفسیر قرآن مجید واقع شده است زیرا تفسیركردن آیات قرآن به معانیى كه هدف و مقصود قرآن نیست، بسیار دیده شده است و بیش‏تر بدعت گذاران و صاحبان عقاید فاسد و مذاهب باطل، در قرآن مجید به چنین تفسیر و تحریفى مرتكب شده‏اند و آیات آن را بر طبق نظریات و تمایلات نفسانى خود تأویل نموده و با افكار و عقایدشان تطبیق داده‏اند، در صورتى كه پیشوایان مذهبى و ائمه هدى (ع) از چنین تفسیر و تحریفى شدیداً منع نموده، مرتكب آن را سخت مورد ملامت و نكوهش قرار داده‏اند چنان كه در كتاب كافى آمده است كه امام باقر (ع) طى نامه‏اى به سعد خیر چنین نگاشت: «آنان قرآن را پشت سر انداخته‏اند و حروف و الفاظ آن را حفظ نموده، معانى و قوانینش را تحریف مى‏كنند. قرآن را مى‏خوانند ولى حقوق و حدود آن را رعایت نمى‏كنند. كوته‏نظران از قرآن به خواندن ظاهر آن مسرور و خوشحالند ولى دانشمندان از این كه حقوق و احكام قرآن رعایت نمى‏شود بسیار غمگین و محزونند.»

بحثى درباره مسئله تحریف قرآن‏

معانى و اقسام تحریف

یكى از مسائل مهم و حساسى كه درباره قرآن پیش مى‏آید مسئله «تحریف قرآن مجید» است ولى قبل از بررسى این مطلب مسائلى را به عنوان مقدمه مطرح مى‏كنیم و سپس به اصل مطلب مى‏پردازیم:

تحریف چیست؟

لغت «تحریف» به چند معنى استعمال مى‏شود كه نسبت به بعضى از معانیش در قرآن واقع شده، نسبت به بعضى معانى دیگرش راهى به قرآن ندارد و نسبت به بعضى از معانى دیگرش راه یافتن آن به قرآن، مورد اختلاف است اینك به تفصیل آن مى‏پردازیم:

1ـ تحریف در معنا:

اگر چیزى یا كلمه‏اى از مورد خود تغییر داده شود و در غیر مورد و معناى واقعى‏اش استعمال شود، این عمل را نوعى تحریف مى‏نامند چنان كه تحریف در آیه شریفه ذیل به همین معنا آمده است:

«من الذین هادوا یحرفون الكلم عن مواضعه». (1) گروهى از یهودیان گفتار خدا را از معانى حقیقى آن به معناها و مواردى دیگر تغییر داده و تحریف مى‏كنند.

تحریف به این معنا بدون تردید و اختلاف در تفسیر قرآن مجید واقع شده است زیرا تفسیركردن آیات قرآن به معانیى كه هدف و مقصود قرآن نیست، بسیار دیده شده است و بیش‏تر بدعت گذاران و صاحبان عقاید فاسد و مذاهب باطل، در قرآن مجید به چنین تفسیر و تحریفى مرتكب شده‏اند و آیات آن را بر طبق نظریات و تمایلات نفسانى خود تأویل نموده و با افكار و عقایدشان تطبیق داده‏اند، در صورتى كه پیشوایان مذهبى و ائمه هدى (ع) از چنین تفسیر و تحریفى شدیداً منع نموده، مرتكب آن را سخت مورد ملامت و نكوهش قرار داده‏اند چنان كه در كتاب كافى آمده است كه امام باقر (ع) طى نامه‏اى به سعد خیر چنین نگاشت: «آنان قرآن را پشت سر انداخته‏اند و حروف و الفاظ آن را حفظ نموده، معانى و قوانینش را تحریف مى‏كنند. قرآن را مى‏خوانند ولى حقوق و حدود آن را رعایت نمى‏كنند. كوته‏نظران از قرآن به خواندن ظاهر آن مسرور و خوشحالند ولى دانشمندان از این كه حقوق و احكام قرآن رعایت نمى‏شود بسیار غمگین و محزونند.»

2ـ تحریف در حروف و حركات:

اگر حروف و یا حركات بعضى از كلمه‏هاى قرآن تغییر داده شود به طورى كه معناى آن هیچ گونه تغییر پیدا نكند، این عمل نیز یك نوع تحریف محسوب مى‏شود.

این گونه تحریف نیز مانند تحریف به معناى اول در قرآن واقع شده است زیرا ما در بحث قرائت ثابت نمودیم كه قرائت‏هاى ده گانه به طور متواتر ثابت نشده است و برگشت این مطلب بر این است كه قرآن تنها با یكى از این قرائت‏هاى ده گانه مطابقت دارد و بقیه قرائت به جز زیادت و یا نقصانى نمى‏توانند باشند.

3ـ تحریف در كلمات قرآن:

اگر كلمه و یا كلماتى از قرآن برداشته شود و یا بر قرآن افزوده شود به طورى كه حقیقت قرآن تغییر نیابد و همان گونه كه فرود آمده است، محفوظ بماند، این عمل را نیز «تحریف» مى‏نامند.

تحریف بدین معنى نیز در صدر اسلام بدون تردید به قرآن راه یافته است زیرا: اولاً: به گواه تاریخ، عثمان در دوران خلافتش یك قسمت از قرآن‏هاى موجود را سوزاند و به استاندارانش نیز در شهرهاى اسلامى دستور داد، تمام قرآن‏ها را به جز آن چه كه خودش جمع آورى نموده است، بسوزانند. این مطلب مى‏رساند كه قرآن‏هاى سوزانده شده، با قرآنى كه خود عثمان جمع آورى نموده بود، اختلاف و مغایرات داشته است و گرنه علتى براى سوزاندان و ازبین بردن آنها نبود.

و ثانیاً: عده‏اى از علما و دانشمندان موارد اختلاف آن قرآن‏ها را معین نموده‏اند، از جمله ابو داود سجستانى - صاحب سنن معروف - در این موضوع كتابى نوشته، آن را كتاب المصاحف نامیده است. از این گفتار دو مطلب استفاده مى‏شود:

یكى این كه: قرآن‏هاى دوران عثمان با یكدیگر متفاوت بوده‏اند و تحریف به معناى زیادت و یا نقصان كلمه و كلمات، به آنها راه یافته است و تنها یكى از آنها مطابق با واقع و از هر گوهه زیادت و نقصان محفوظ بوده است و به عقیده ما قرآنى كه عثمان جمع آورى نموده همان قرآن متداول و معمول در میان مسلمانان صدر اسلام مى‏باشد كه از هر جهت مطابق با واقع بوده، از خود رسول اكرم (ص) گرفته شده است. دوم این كه: به عقیده ما و به عقیده تمام كسانى كه تنها قران موجود را قطعى و متواتر مى‏دانند، تحریف به معناى زیادت یا نقصان كلمه در بعضى از قرآن‏هاى صدر اسلام راه داشته است ولى در عصر عثمان كه قرآن‏هاى تحریف یافته سوزانده شده، قهراً تحریف به آن معنى نیز از میان رفت و تنها قرآنى كه از زیادت و نقصان خالى و محفوظ بود، در دست مسلمانان باقى ماند.

ولى كسانى كه تمام قرآن‏هاى صدر اسلام را قطعى و متواتر مى‏دانند، مجبورند كه در قرآن موجود نیز تحریف را بپذیرند و كم و زیاد بودن بعضى از كلمات آن را قبول نمایند زیرا این گروه، مانند طبرى و بعضى از مفسرین دیگر مى‏گویند كه قرآن به هفت گونه نازل شده است و تا دوران عثمان نیز با همان هفت گونه خوانده مى‏شد ولى عثمان همه آن قرآن‏ها را از بین برد و تنها قرآن خود را كه با یكى از آن لغات و گونه‏هاى هفت گانه نگارش یافته بود، باقى گذاشت و از آن زمان به بعد روش‏ها و لغت‏هاى شش گانه دیگر كه در واقع همه آنها نیز از قرآن بوده است، از بین رفت.  4ـ تحریف در آیات: اگر آیه و یا سوره‏اى از قرآن، كم و یا بر آن اضافه شود ولى این زیادت و نقصان تغییرى در حقیقت قرآن و كتاب خدا بودن آن به وجود نیاورد و رسول خدا (ص) نیز آن سوره و یا آن آیه را به طور مسلم در قرآن خوانده باشد، این عمل با این شرایط و خصوصیات یكى از معناهاى، تحریف مى‏باشد و تحریف به این معنا قطعاً در قرآن واقع شده است.

مثلاً «بسم اللَّه» از جمله آیاتى كه پیامبر اسلام به اتفاق مسلمانان، پیش از هر سوره به جز سوره «توبه» آن را قرائت مى‏نمود ولى با این حال از قرآن بودن آن مورد اختلاف است. زیرا عده‏اى از علماى اهل سنت «بسم اللَّه» را جزء قرآن نمى‏دانند و حتى به عقیده پیروان مالك خواندن آن در نمازهاى واجب قبل از سوره حمد جز در موارد مخصوص مكروه مى‏باشد ولى عده دیگر از آنان «بسم اللَّه» را جزئى از قرآن مى‏دانند.

باید توجه داشت كه این اختلاف نظر تنها در میان علماى اهل سنت است، اما علما و دانشمندان شیعه متفقاً و بدون اختلاف مى‏گویند: «بسم اللَّه» به استثناى سوره توبه جزء تمام سوره‏هاى قرآن مى‏باشد، چنان كه در تفسیر سوره حمد در این باره مشروحاً بحث خواهیم نمود. 5ـ تحریف با زیاد كردن: اگر زیادتى در قرآن به وجود آید به طورى كه حقیقت، ماهیت و واقعیت قرآن را تغییر دهد و گفته شود كه قسمتى از قرآن موجود كلام خدا نیست، این گونه تغییر و زیادت نیز «تحریف» نامیده مى‏شود و تحریف بدین معنا اصلاً راهى به قرآن نیافته است و بطلان آن در میان تمام مسلمانان مسلم و از ضروریات و بدیهیات مى‏باشد.

6ـ تحریف با كم نمودن: یكى دیگر از معانى تحریف تنقیص و كم نمودن است، بدین معنى كه بگوییم: قرآن موجود بر تمام آن چه از آسمان نازل شده است مشتمل نیست و قسمتى از آن در موقع تدوین و یا در دوران بعدى از بین رفته است؛ تحریف به این معنى است كه در این جا موضوع بحث ما مى‏باشد. راه یافتن این گونه تحریف به قرآن مجید مورد اختلاف است، عده معدودى از علما آن را پذیرفته‏اند و اكثر علما آن را مردود مى‏دانند و ما نیز آن را شدیداً مردود مى‏دانیم و خالى از حقیقت مى‏شناسیم.

ادامه را در پستی دیگر ارائه خواهم داد.



نوشته شده توسط :محسن
جمعه 15 بهمن 1389-03:30 ب.ظ
نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر